حساب‌هاي مالي شهرداري بوشهر در 3 بانك بسته شد.
رئيس شوراي اسلامي شهر بوشهر با بيان اينكه با دستور بانك ملي به بانك‌هاي بوشهر تمام حساب‌هاي شهرداري اين شهر در سه بانك ملي، صادرات و ملت مسدود شده است ، گفت: اين اقدام اقدامي تند بوده و از امروز مسئوليت هرگونه بحراني در شهر و شهرداري بر عهده مديران اين بانك است.
دشمن تر از اسکناس!؟
بیشترین عوامل بیماری‌زا که توسط اسکناس منتقل می‌شوند باکتری‌ها هستند. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده ، باکتری‌ها به خصوص در خانواده‌های استافیلوکوک در اسکناس‌ها بیشتر دیده شده است.
نشریات بوشهر از نحوه توزیع آگهی ارشاد بوشهر ناراضیند.
رئیس خانه مطبوعات و نشریات استان بوشهر گفت: نشریات استان بوشهر از نحوه توزیع آگهی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر ناراضیند و خواستار توزیع عادلانه آگهی توسط این اداره کل هستند.
پوشش‌هاي مانكني در شان يك كارمند نيست.
استاندار بوشهر گفت: پوشش‌هاي مانكني در شان يك كارمند دولت نيست و مسئول هر نوع هنجارشكني در اين خصوص مديران هستند.
وقتي‮ ‬لودگي‮ ‬افراطي‮ ‬به‮ ‬شعور‮ ‬مخاطب‮ ‬توهين می کند.
به‮ ‬بهانه‮ ‬اكران‮ ‬در‮ ‬بوشهر ،‮ ‬نگاهي‮ ‬به‮ ‬فيلم‮ ‬افراطيها‮ ‬

سید حسین موسوی نژاد نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
17 خرداد 1389 ساعت 01:29
آن که گذشته ندارد هیچ ندارد.

اگر موافقید برای شروع مصاحبه به سالهای کودکی تان باز گردیم. چطور شد که شما نقاش شدید؟

بله! در آن روزگار بچه ها بیشتر اوقات خود را در کوچه ها سپری می کردند. من هم بنا به شرایط آن زمان، همانند سایر بچه ها آزاد بودم. در آن سالها زغال بر می داشتم و روی دیوارهای مردم نقاشی می کشیدم. به این شکل من نقاشی را شروع کردم. در سالهای کودکی من، همسایه ای داشتیم که پینه دوز بود. آن فرد پینه دوز وقتی علاقه مرا به نقاشی دید گفت که به جای نقاشی کردن روی دیوار مردم، برو پاکتهای سیگار را جمع کن و آنها را از هم باز کن و زیر بالشتت بگذار تا صاف شود. بعد بیار به من بده تا برای آن شیرازه بدوزم و آنها را تبدیل به دفتر کنم. اولین دفتر نقاشی من این شکلی به دست آمد. یادم می آید که اندازه این دفترها که با سلیقه و راهنمایی مرد پینه دوز همسایه به دست آمد هشت سانتیمتر عرض و بیست و دو سانتی متر طول داشت. وقتی برای اولین بار دفتر 20 برگی نقاشی -که از پاکتهای سیگار ساخته شده بود- به دستم رسید آنقدر خوشحال بودم که آرزو می کردم کاش همه مردم دنیا سیگاری بودند تا بتوانم پاکتهای آنها را جمع کنم و به عنوان دفتر نقاشی استفاده کنم. علاقه من به مردم سیگاری در دوران کودکی تا بدانجا پیش رفت که از افرادی که سیگار نمی کشیدند بدم می آمد.

الان هم آن دفترها را دارید؟

نه. نتوانستم نگهداری کنم و به اصطلاح به یادگار نگه دارم. در آن زمان همه به فکر گذران زندگی و کسب حداقل درآمد بودند. در زمانه ای که برق نیست و مردم شب تا صبح روی کاه گل های پشت بام می خوابند و آب خنک از آویزان کردن شیشه آب در چاه بدست می آید کسی به فکر آرشیو کردن دفتر نقاشی اش نیست.

در آن زمان چند ساله بودید؟

حدود 5 سال سن داشتم.

با این تفاصیل شما یک نقاش پیشکسوت محسوب می شوید اما در بروشوری که منتشر کرده اید از سال 38 تا کنون فقط سه نمایشگاه برگزار کرده اید. چرا این اتفاق افتاده؟

من از سن 5 سالگی که نقاشی را شروع کردم نتوانستم به صورت ممتد به کار خود ادامه دهم. در نتیجه عموما وقتم صرف کارهایی می شد که با روحیاتم سازگار نبود. کارهایی مثل نجاری، نقاشی ساختمان و.. در نتیجه همه فعالیت خود را به بعد از بازنشستگی موکول کردم. در سال 75 بازنشسته شدم اما متاسفانه باز هم نگذاشتند که به علاقه ام برسم و از خروج من از اداره تا سال 84 جلوگیری کردند. در نتیجه این امر بود که در سال 84 به اصرار زیاد خودم با بازنشستگی من موافقت شد و توانستم کمی به علاقه خودم در هنر برسم. زمان مفید و ممتدی که توانستم به نقاشی و مجسمه سازی برسم از 84 تا امروز است.

پس روزگار کودکی شما با انواع محرومیتها همراه بوده ...

بله. به همین دلیل در کودکی همه شغلی داشته ام خیاط و نجار و مکانیک و نقاش ساختمان و بنا و آب یخ فروش و ...را تجربه کرده ام.

چرا این همه کار مختلف انجام دادید؟

در کودکی مادری داشتم که از سن 9 سالگی مرا به کار کردن وادار کرد. یادم می آید تازه 9 ساله شده بودم که مادرم به من گفت که تو دیگه مرد شده ای. با این حرف مرا به جامعه تحویل داد. این موضوع باعث شد که تا کنون همه مشکلاتم را خودم حل کنم. در ساخت خانه ای هم که الان با هم در آن نشسته ایم و در حال صحبت کردن هستیم خودم نقش بسیار ویژه ای داشته ام. کارهای نجاری تا تاسیسات و رنگ آمیزی و... را خودم انجام داده ام. ساخت همین خانه شش سال از وقت مرا تماما به خود اختصاص داد.

تاثیرگذار ترین معلمان و دبیران دوران تحصیلتان چه کسانی بودند؟

کلاس دوم دبستان مدیر و معلمی داشتیم که روی من خیلی تاثیر گذاشت. ایشان مرا معلم نقاشی کلاسمان کرد. فردای هر روزی که روی تابلو برای بچه های کلاس نقاشی می کشیدم مرا از پای صف بیرون می آورد و یک دفتر ده برگی نقاشی به من هدیه می داد. این نوع برخورد برای من خیلی مهم بود. ایشان خیلی تلاش کرد که مرا با خود به اصفهان ببرد. اما نشد. در دوره دبیرستان هم دبیر حرفه و فن مان آقایی بود به نام محمود مدنی. ایشان هم در زندگی من خیلی نقش داشته اند. تا امروز هم با آقای مدنی ارتباط دارم.

هنر شما خیلی منحصر به فرد است. من به یاد ندارم که در بوشهر فرد مجسمه سازی دیده باشم. سابقه این هنر در بوشهر به کجا می رسد؟

هنر مجسمه سازی در بوشهر با من آغاز شد. یعنی پیش از من کسی در بوشهر این هنر را دنبال نمی کرد. حتی در سال 38 که قرار بود نمایشگاهی در بوشهر برگزار کنم نه تنها مردم و که خودم هم نمی دانستم نمایشگاه یعنی چه. چون تا آن زمان نه نمایشگاه رفته بودم و نه نمایشگاه دیده بودم. یکی از دوستان محبت کرد و سالن دبیرستان سعادت را برای برپایی نمایشگاه من گرفت. بار بعد هم در سال 49 که دومین نمایشگاه من برگزار شد.

چرا رغبت عمومی برای علاقه مند کردن جوانان به مجسمه سازی در بوشهر کم بود؟

چون نگاه مردم به این هنر بد بود. در آن سالها در مورد خودم هم مشکلاتی بروز می داد .

چه مشکلاتی؟

من از دوران دبستان هم نقاشی می کردم و هم سنگ را می تراشیدم. بدون راهنمایی هیچ کس. در تمام آن سالها هیچ استادی نداشتم. در آن زمان افراد زیادی مرا از این هنر منع می کردند.

چه حرفهایی می زدند؟

در آن سالها اکثر مردم معتقد بودند که سنگ تراشی برابر با بت تراشی است. همان افراد –که تعدادشان هم کم نبود- نقاشی را شرک بالله می دانستند. بعدها هم که به دبیرستان رفتم و در رشته علوم طبیعی ثبت نام کردم مدام می گفتند تو هم حافظ می خوانی هم نقاشی می کشی و هم بت می سازی و هم رشته طبیعی می خوانی. تو کافر هستی.

این برخوردها در شما تاثیر منفی نگذاشت؟

اتفاقا همین برخوردها بهترین مشوقهای من بود.

به هنر دیگری هم علاقه داشتید؟

بله! بسیار به موسیقی علاقه مند بودم. اما مجسمه سازی و نقاشی را ادامه دادم.

فرمودید که در سال 38 اولین نمایشگاهتان برگزار شد. با توجه به اینکه نگاه عمومی جامعه به این هنر مناسب نبود استقبال مردم از اولین نمایشگاه شما چطور بود؟

خیلی عالی بود. دوستان قدیم که مرا می بینند تا هنوز یاد آن دوران و نمایشگاههای من می کنند. و از من می خواهند که باز هم نمایشگاه برگزار کنم.

نمایشگاه بعدی شما در چه سالی برگزار شد؟

سال 1349

در آن سال آیا با مانع خاصی هم مواجه شدید؟

بله در نمایشگاه آن سال با ساواک هم درگیر شدم و نمایشگاهی که قرار بود یازده روز برگزار شود به درخواست و فشار ساواک شش هفت روزه تعطیل شد.

چرا؟

یک سری از کارها به مذاق ساواک خوش نیامد.

شما 51 سال قبل و در سالهای پس از کودتا در بوشهر نمایشگاه مجسمه برگزار کردید. به آن سالها که نگاه کنیم با یک تناقض مواجه می شویم از طرفی مخاطب پس از کودتا از هنرمند توقع خاصی دارد و از دیگر سو حکومت هم می خواهد فضا را آرام کند. شما چگونه توانستید با این تناقض ملت دولت، دل مردم هنردوست را به دست آورید؟

البته در سال 38 من نوجوان بودم و چیزی از سیاست نمی دانستم. تنها خاطره ای که از 28 مرداد دارم این است که با یکی از معلمان بوشهری به نام آقای بحرالعین و برادرش، روی دیوارهای سطح شهر شعار با خون خود نوشتیم یا مرگ یا مصدق را می نوشتیم.

شما آن موقع 7 یا 8 ساله بودید؟

بله. من و برادر آقای بحرالعین چهارپایه و سطل رنگ در دست می گرفتیم و آقای بحرالعین روی چهارپایه می رفت و شعار یا مرگ یا مصدق می نوشت. تنها چیزی که از آن سال به یاد دارم همین است.

سال 49 چطور؟

آن سال ها دوران نوجوانی من در حال سپری شدن بود و به تبع سن و سال، بسیار فعال بودم. آرمان خواهی و دیدگاه سیاسی من در آن سال بود که باعث تعطیلی نمایشگاه مجسمه و نقاشی من شد.

علت تعطیلی نمایشگاه شما چه بود؟

وقتی که من به اداره فرهنگ و هنر آن زمان پیشنهاد برگزاری نمایشگاه دادم از من خواستند که کارهایی که قرار است در نمایشگاه بگذارم را ببینند. من هم فقط تعدادی از کارهایم را به اداره فرهنگ بردم و به آنها نشان دادم. در نتیجه موفق به اخذ مجوز شدم. بعد که نمایشگاه برگزار شد یکی از معاونین ساواک به نام آقای چهره نگار برای بازدید به نمایشگاه آمد. من هم او را نمی شناختم. درباره تابلوها و مجسمه ها از من سوالاتی کرد. من هم صادقانه به او همه چیز را گفتم. سرهنگ هم همه چیز را به ساواک منتقل کرد و ... نمایشگاه من تعطیل شد.

مگر شما ایشان را نمی شناختید؟

نه! فکر کردم یکی از مراجعین است. البته ناگفته نگذارم که ایشان بسیار انسان محترمی بود و بعدها جدای مسائل کاریش با من ارتباط گرفت و بارها از من خواست که یکی از تابلوهای نقاشیم را به او اهدا کنم اما به این دلیل که معاون ساواک بوشهر بود امتنا کردم.

شما در عرصه هنر بوشهر تک بودید. نوع هم نشینی شما با هنرمندان بوشهر در دهه های 40 و 50 که عمدتا یا اهل شعر بودند و یا اهل تئاتر چگونه بود؟

من کاملا جدا بودم و در نتیجه با هنرمندان آن سالهای بوشهر ارتباط خاصی نداشتم. در آن سالها بیشتر وقت من در عرصه سیاست صرف می شد. و اصلا توجهی به مراودات هنری نداشتم. این گونه زیستن تا سال 57 ادامه داشت. در این سال بود که از سیاست خداحافظی کردم و توانستم کمی به عشق و علاقه خود برسم.

از طرفی شما یک هنرمند کاملا تجربی هستید و از طرف دیگر با هیچ هنرمندی هم مراوده نداشته اید. این موضوع برای من گنگ و نامفهوم است.

چرا؟

چون به بلوغ رسیدن هنرمندان تجربی عموما با همزیستی و مراودات هنری با نسل خود صورت می گیرد.

من از جامعه الهام می گرفتم. من خودم را از مراودات اجتماعی با جامعه منع نکرده بودم. من در ارتباط با انسانها خیلی مسائل را درک کردم و یاد گرفتم. در نمایشگاهی که قرار است به عنوان چهارمین نمایشگاه من در روزهای آغازین خرداد ماه برگزار شود، بسیاری از سنتها و آیین های گذشته را بازآفرینی کرده ام.

من هم قبول دارم که یک هنرمند تم کارهای خود را از جامعه می گیرد. سوال من این است که شما تکنیک کارهای خود را از کجا کسب می کردید؟

هنرمند تجربی تکنیک را با اتکا به تجربیات و یافته های خود به کار می برد.

در دوران شکوفایی خود به چه نمایشگاههایی رفتید؟

هیچ نمایشگاهی نرفتم. حتی وقتی به تهران می رفتم فرصت بسیار اندکی داشتم که نمی توانستم به نمایشگاه خاصی بروم. فقط یک بار در سالهای گذشته فرصت اندکی پیش آمد که توانستم مروری بر هنر نقاشی و مجسمه سازی اروپا داشته باشم.

با این تفاصیل باید با موانع زیادی هم باید مواجه شده باشید.

بله. زمانی که من کار با رنگ و روغن را شروع کردم نمی دانستم رنگ و روغن چیست. و اصلا باید روی چه پارچه ای نقاشی کشید.

پس چطور شروع کردید؟

برای اینکه کار خود را شروع کنم پارچه هایی که روی آن تبلیغ فیلمهای سینمایی می کردند را پیدا می کردم و...

چه پارچه هایی؟

آن موقع مثل الان چاپ دیجیتالی نبود. نقاشها در تهران تبلیغ فیلمهایی که قرار بود در سینما نمایش داده شود را روی پارچه های سفید می کشیدند و به شهرستانها می فرستادند. من از این پارچه ها الهام گرفتم و برای کشیدن تابلوهای اولیه ام از آنها استفاده می کردم. وقتی از مدرسه تعطیل می شدم به دقت به این پارچه ها خیره می شدم. می خواستم یاد بگیرم که چطور می شود روی این پارچه ها کار کرد.

رنگ را چطور به دست آوردید؟

از عطاری. پودر رنگهای مورد استفاده را از آنجا خریدم ولی نمی دانستم که پودرها را باید با چه نوع روغنی مخلوط کرد. اوایل با روغن ورنیس مخلوط کردم. اما خشک شد. از یک نقاش ساختمان که پیش او کار می کردم روغنی را که برای آن کار مناسب باشد جستم. اما دیدم وقتی با آن روغن هم رنگ تابلو نقاشی را تهیه می کنم فوری خشک می شود. در نتیجه به فکر تیوپ خمیردندان افتادم. از همه دوستانم می خواستم وقتی خمیر دندانشان تمام شد تیوپ خالی آن را به من بدهند تا رنگهای خود را در آن قرار دهم. این شکلی بود که به اکثر مواد اولیه به جز قلم مو دست یافتم.

قلم مو را از کجا تهیه کردید؟

به انتهای یک فرچه صورت تراشی چوب بستم و از آن به عنوان قلم مو استفاده کردم.

نقاشی هایی که به این شکل کشیدید را هم به کسی نشان دادید یا برای نمایش به جایی بردید؟

بله. در اردوی سال 43 با خودم به رامسر بردم اما از آن استقبال نشد.

همان اردوی مشهور که منوچهر آتشی در آنجا مسئول بچه های بوشهر بود؟

بله. در آنجا بود که من دیدم دانش آموزان دیگر استانهای کشور با استفاده از آخرین امکانات آن زمان در حال کشیدن نقاشی هستند اما من با فرچه صورت تراشی و تیوپ خمیر دندان دارم نقاشی رنگ و روغن می کنم. در آنجا از نقاشی های من استقبال نشد. اساتید آنجا با تعجب بسیار، قلم موی مرا به هم نشان می دادند. در مسیر برگشتن به بوشهر، وقتی به تهران رسیدیم مرحوم آتشی مرا با خود به فروشگاه پلاسکو برد و تعدادی رنگ و قلم مو و کتاب و دفتر نقاشی خرید و به من هدیه داد. در حقیقت اولین قلم مو و رنگ روغن را مرحوم آتشی به من داد و من توانستم توسط ایشان با این وسایل آشنا شوم.

خاطره خاصی هم از اردوی رامسر دارید؟

بله در آن سال برای اولین بار بچه های بوشهر در رامسر مراسم یزله را اجرا کردند. البته باید به شما بگویم که ما در آن اردو یزله کن حرفه ای نداشتیم. به همین دلیل چند نفر از بچه های بندرعباس به کمک ما آمدند و مرحوم محمد بیابانی یزله گردانی کرد و از آن مراسم استقبال بی نظیری شد.

با توجه به اینکه یزله کن حرفه ای مابین شما نبود آیا بچه ها آمادگی روحی برای این اجرا داشتند؟

نه! مرحوم آتشی باعث روحیه دهی به ما شد. استانها چنان از اجرای ما استقبال کردند که بعد از آن اردو، به هر استانی می رفتیم از ما تقاضا می شد که یزله را اجرا کنیم.

بچه های بوشهر در آنجا مقام هم آوردند؟

بله سه برنامه، از سه استان کشور در آن اردو به عنوان برنامه برتر معرفی شد که یکی از آنها یزله بوشهر بود. بوشهر و کرمانشاه و لرستان برتر شدند.

شما در دهه چهل و پنجاه آیا متکی به سبک خاصی بودید؟

نه! بیشتر رئال کار می کردم.

سبک نمایشگاه آتی شما چیست؟

به استثنای تعداد کمی از کارها که مدرن هستند، بیشتر کارها به فرهنگ و رسوم بوشهر اختصاص دارد. آیین ها و رسوم فراموش شده بوشهر اولویت نمایشگاه جدید من است.

خاطرات شما باید نقش بسزایی در علاقه شما به زادبوم تان داشته باشد.

درست است.

اگر ممکن است به یکی دیگر از این خاطرات که بعدها در هنر شما تاثیرگذار بود هم اشاره کنید.

در زمان کودکی من سوپورهای شهرداری در محلات مختلف می گشتند و تحقیق می کردند که در هر محله چند کودک زندگی می کند که خانواده شان به دلیل فقر و نداشتن تمکن مالی نمی توانند آنها را ختنه کنند. بچه ها را جمع می کردند و می بردند ختنه می کردند. جالب بود که در جشنی که به نام ختنه سوران در بوشهر برگزار می شد سوپورها نقش مهمی داشتند. در این مراسم، هم بچه را ختنه می کردند و هم یزله و جشن و پایکوبی به راه می انداختند. نگاه من در یکی از آثارم که به مراسم یزله اشاره دارد به این قشر است. این قشر در بوشهر بسیار ارجمند بودند. همواره حریم حرمت خانواده ها را نگه می داشتند و در کارهای خیر پیش قدم بودند در عین حال بهترین یزله کن های بوشهر هم بودند.

چرا در این نمایشگاه بر زادبوم خود تاکید دارید؟

می خواهم این آیینها برای نسل بعد به یادگار بماند. ملتی که گذشته اش را فراموش کند مثل ملتی است که گذشته ندارد. می توان گفت ملتی که گذشته ندارد هم هویت ندارد.

در زمانه ای که بحث جهانی شدن یکی از دغدغه های مهم بشر است برگزاری نمایشگاهی با رویکرد یادآوری رسم و رسوم و آیین های گذشته چه جایگاه و تاثیری بر مناسبات امروز می تواند داشته باشد؟

فردی که گذشته ندارد هیچ چیزی ندارد. ما باید گذشته خود را حفظ کنیم تا بتوانیم مسیر آینده خودمان را مشخص کنیم. اگر شکوه گذشته خود را فراموش کنیم برای آینده چه تحفه ای خواهیم داشت؟ درست است که ما در زمانه ای زندگی می کنیم که به جهانی شدن مشهور است. به نظر من این موضوع نباید باعث فراموش کردن گذشته و فرهنگ غنی ما بشود. به نظر من کسی که به بهانه جهانی شدن زادبوم خود را فراموش می کند در آینده نزدیک میهن خود را هم فراموش خواهد کرد.

یعنی به نظر شما زادبوم فرد می تواند تا این اندازه جاذبه هنری داشته باشد؟

بله کاملا. من شیفته معماری بوشهر هستم.

آیا در کارهایتان هم لحاظ کرده اید؟

بله خصوصا در تابلوهای نقاشی خودم به این موضوع پرداخته ام. من وقتی به ارزش معماری بوشهر پی بردم که به ایتالیا رفتم و معماری ونیز را دیدم. معماری ونیز با معماری بوشهر وجه اشتراک جالبی دارد. با این تفاوت که آنها هزینه کرده اند و ساختمان 400ساله شهرشان را ترمیم کرده اند و از طریق جذب توریست، درآمد کسب می کنند اما ما در بوشهر ساختمانهای 100 ساله را ویران می کنیم تا سنگ و چوب آنرا بفروشیم و از چوب ساج آنرا نیز به عنوان سوخت تنور نانوایی استفاده کنیم. گره کاری هایی که در نجاری بوشهر انجام شده را من در ونیز ندیده ام. اما امروز این میراث فرهنگی عظیم بوشهر فقط راهی تنور نانوایی می شود.

خاطره ای هم در این رابطه دارید؟

بله. در خیابان کنار فنس پایگاه هوایی بوشهر چند تنور گرده سازی هست. بخش عظیمی از در و پنجر های قدیمی بوشهر که از جنس چوب ساج هستند در این تنورها زغال می شوند. اکثر کمدهایی که شما در خانه من می بینید از خیابانی که وصفش به میان آمد تهیه شده اند. اسف انگیز است که تاریخ ساخت یکی از این وسایل چوبی که الان در خانه من به عنوان میز از آن استفاده می شود روی آن حک شده است. (از من می خواهد که به آن نگاه کنم. تاریخ حکاکی شده بر این میز 1923 است، یعنی حدود 90 سال قبل. می گوید این میز را در آستانه زغال شدن نجات داده است) البته همه آنها را بازسازی کرده ام.

مشکل از کجاست؟

مدیرانی که انتخاب می شوند این کاره نیستند. به همین دلیل هم از میراث فرهنگی شناخت خوبی ندارند. در زمان قدیم پرسنل ادارات یا بی سواد بودند یا سیکل داشتند یا در نهایت دیپلمه بودند اما تعصب خاصی روی مسائل فرهنگی داشتند. یعنی کارشان شرفشان بود. وقتی به چهل سال قبل بر می گردم می بینم هرگاه که به پرونده کاری مدیرانی که به بوشهر می آمدند نگاه می کردم نمی دیدم که یک نفر که تازه استخدام شده بود به این شهر بیاید. حداقل سوابق مدیران آن زمان 22 سال بود. این موضوع را به تحقیق خدمتتان عرض می کنم. چون من مدتها در کارگزینی کار می کردم و پرونده مدیران را هم می دیدم. این موضوع نشان می دهد که مدیرانی که به بوشهر می آمدند رده های مختلف اداری را طی کرده بودند تا به بوشهر برسند. به همین دلیل هم مدیران آن زمان، در اداره تحت سرپرستی شان مرجع بودند.

در حال حاضر کارگاه هنری شما کجاست؟

متاسفانه الان هم جای اختصاصی به عنوان کارگاه ندارم. کارگاه من در حال حاضر در آشپزخانه است.

دلیل این موضوع چیست؟ آیا خودتان این شکل کار کردن در هنر را دوست دارید یا اجبار زندگی و عدم حمایت شما را به این سختی ها کشاند؟

در بوشهر از هنر و هنرمند حمایتی صورت نمی گیرد. در بوشهر کسی هنر را به خاطر هنر دوست ندارد. نه هنرمند و نه مسئولین. من از محدود افرادی هستم که تا کنون حتی یک ریال از طریق کار هنری درآمد نداشته ام. هر چه هم داشته ام در راه هنر هزینه کرده و می کنم. آدمی مثل من کم پیدا می شود. اکثر هنرمندان ما به این خاطر شاگرد جذب می کنند که از راه تدریس برای خود درآمدی داشته باشند. من این گونه نبوده و نیستم.

سفارشی که در حال حاضر به جوانان دارید چیست؟

تا آنجا که ممکن است از موبایل کمتر استفاده کنند و کتاب بخوانند. متاسفانه امروز بخش زیادی از وقت جوانان ما صرف کار کردن با موبایل می شود. من خیلی مدیون کتاب هستم. در روزگاری که هیچ مربی و استادی نداشتم آموزشهای لازم را از کتابهای مختلف می دیدم. سعی می کنم در زمینه های مختلف مطالعه داشته باشم.

کتابهای مورد علاقه تان چه بوده است؟

کتابهای امروز؟

نه کلا کتابهایی که خواندنشان برای شما سرنوشت ساز بوده.

یکی کتاب آخرین پیامبر و اولین دانشگاه اثر سيدرضا پاك نژاد که 24 جلد است. در زمینه رمان هم به آثار نیکوس کازانتازاکیس بسیار علاقه دارم.

آیا روشی که برای آموختن هنر پیش رفتید را به جوانان هم توصیه می کنید؟

نه اصلا. هنرآموزی به روش تجربی چه بسا باعث می شود که هنرآموز راه یک روزه را صد ساله طی کند. اگر من در روزهای اول کار کردن رنگ و نحوه کار کردن روی پارچه را دیده بودم این اندازه آزمون و خطا نمی کردم. حال آنکه اگر یک استاد داشتم در طی یک جلسه همه این موارد را به من آموزش می داد. به همین دلیل آموختن هر رشته هنری را نزد اساتید هنر لازم می دانم.

چقدر به هنر مدرن معتقد هستید؟

دنیا در حال پیش روی است. در حال مدرن شدن است . من معتقدم باید مدرن شویم. خودم هم در مجسمه سازی و نقاشی به مدرنیسم معتقدم اما به این نکته هم باور دارم که هر ولنگاری را نباید مدرن نامید.

سیلمک برازجانی

هفته نامه دلیران تنگستان 28 اردیبهشت 89


پیشنهاد متن برای مطالعه (11) | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :102

  اولين نظر را شما بدهيد

اظهار نظر کنید
  • لطفا فیلدهای ستاره دار را پر کنید.
نام :*
پست الکترونیکی :
متن نظر :*

اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

1.4

 

هفته نامه دلیران تنگستان

آخرین اخبار استان بوشهر

جستجو

آب و هوا



بوشهر
رطوبت: 63 درصد
ميدان ديد: 9.99 کيلومتر
فشار: 982.05 متر مربع
طلوع آفتاب: 6:46 ق/ظ
غروب آفتاب: 7:24 ب/ظ
دماي فعلي: 35 درجه سانتيگراد
روز: يک شنبه
حداقل: 20 درجه سانتيگراد
حداکثر: 34 درجه سانتيگراد
روز: دوشنبه
حداقل: 22 درجه سانتيگراد
حداکثر: 35 درجه سانتيگراد