حساب‌هاي مالي شهرداري بوشهر در 3 بانك بسته شد.
رئيس شوراي اسلامي شهر بوشهر با بيان اينكه با دستور بانك ملي به بانك‌هاي بوشهر تمام حساب‌هاي شهرداري اين شهر در سه بانك ملي، صادرات و ملت مسدود شده است ، گفت: اين اقدام اقدامي تند بوده و از امروز مسئوليت هرگونه بحراني در شهر و شهرداري بر عهده مديران اين بانك است.
دشمن تر از اسکناس!؟
بیشترین عوامل بیماری‌زا که توسط اسکناس منتقل می‌شوند باکتری‌ها هستند. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده ، باکتری‌ها به خصوص در خانواده‌های استافیلوکوک در اسکناس‌ها بیشتر دیده شده است.
نشریات بوشهر از نحوه توزیع آگهی ارشاد بوشهر ناراضیند.
رئیس خانه مطبوعات و نشریات استان بوشهر گفت: نشریات استان بوشهر از نحوه توزیع آگهی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر ناراضیند و خواستار توزیع عادلانه آگهی توسط این اداره کل هستند.
پوشش‌هاي مانكني در شان يك كارمند نيست.
استاندار بوشهر گفت: پوشش‌هاي مانكني در شان يك كارمند دولت نيست و مسئول هر نوع هنجارشكني در اين خصوص مديران هستند.
وقتي‮ ‬لودگي‮ ‬افراطي‮ ‬به‮ ‬شعور‮ ‬مخاطب‮ ‬توهين می کند.
به‮ ‬بهانه‮ ‬اكران‮ ‬در‮ ‬بوشهر ،‮ ‬نگاهي‮ ‬به‮ ‬فيلم‮ ‬افراطيها‮ ‬

علي احمدی نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
19 ارديبهشت 1389 ساعت 21:48
اصلاح طلبان به دنبال ايجاد آشوب و قانون شكني نبوده اند.

بي ترديد چه مخاطب بپسندد و يا خير، يكي از تاثيرگذارترين سايت هاي خبري بوشهر از دفتر مردي در خيابان مطهري بوشهر مديريت مي شود كه او هفته نامه اي هم به همان دارد. علي احمدي با دقتي كه بر روي كارش مصروف داشته ، پر شمارگان ترين هفته نامه و پر بازديدترين سايت بوشهر را دارد و متناسب با فضاي بوشهر حرفه اي عمل كرده و خوب رسانه اش را مديريت كرده است.شايد بتوان گفت كه احمدي امروزه در فضاي مركز استان بوشهر، در عرصه فكري و سياسي متبوعش، فعال ترين روزنامه نگار موثر باشد. روزنامه نگاري كه علاوه بر حوزه روزنامه نگاري و رسانه ها، به صورت مستقيم نيز در سياست و تدريس دانشگاه دستي دارد . آنچنان كه سياست ورزي اش او را از دانشگاه فاصله انداخته است.

گفتگو با احمدي در شرايطي برگزار شد كه گروه سياسي متبوع او در بوشهر و كشور، اين روزها با تندترين انتقادات و اتهامات مواجه اند . انتقاداتي كه در اين گفتگو تلاش شده در فضايي آرام و منطقي برسي و بدانها پرداخته شود و احمدي تلاش كرده تا نظراتش را درباره آنها اعلام كند . آنچه كه دراين گفتگو نقل شده ، روايت دست اولي از مسائل انتخاباتي استان بوشهر است كه وقتي با گزارش دقيق و تحليل هاي احمدي همراه مي شود خواندني و مفيد مي شود و براي هر محققي كه بخواهد در آينده از تاريخ معاصر بوشهر بنويسد به عنوان منبع مناسبي كاربرد خواهد داشت . لازم به ذكر اين نكته مهم است كه انتشار اين گفتگو به معناي تاييد محتويات و نظرات مطروحه در آن نمي باشد و دغدغه عمده اش شفاف سازي ديدگاه هاي عرصه هاي سياسي موجود مي باشد و نه تاييد آنها.

در سایت« خلیج فارس» که توسط شما اداره می شود ، اخبار مربوط به سالروز ورود خاتمی به بوشهر در 17 اسفند در سال گذشته درج شده است .شايد اين موضوع نقطه ورود خوبي باشد. ارزيابي شما از ورود خاتمي به انتخابات رياست جمهوري دهم و انصراف ايشان از انتخابات چيست؟

ورود آقاي خاتمي به رقابت هاي انتخاباتي به دنبال اتفاقات مختلفي بود كه در صحنه اجرايي كشور در دوران رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد پيش آمده بود. ناپختگي هاي مديريتي، كشور را در مسير خطرناكي قرار داده بود و نارضايتي عمومي خصوصا در رده نخبگان و آينده ابهام آلودي كه پيش رو بود، گروه هاي اصلاح طلب را بر آن داشت تا با درخواست هاي مكرر از آقاي خاتمي بخواهند كه وارد رقابت هاي انتخاباتي شود . البته اين درخواست بدون پشتوانه كارشناسي و به صورت سطحي طرح نشد . تصور ما اين بود كه با توجه به كارنامه قابل قبول خاتمي در دوران رياست جمهوري و شخصيت كاريزماي ايشان چنانچه به رقابت هاي رياست جمهوري وارد شوند قطعا كار به نفع ايشان تمام خواهد بود . حتي در آن زمان وقتي با يكي از روساي ستاد آقاي احمدي نژاد در استان فارس در اين باره صحبت مي كرديم ايشان هم نظر من را تاييد مي كرد و معتقد بود ورود خاتمي به صحنه انتخابات كار را براي آنان گره خواهد زد. به دنبال فشارهاي مردمي و پس از رايزني وي با شخصيت هاي مختلف ،آقاي خاتمي تصميم به حضور در انتخابات گرفتند. اما وقتی که آقای موسوی به یک باره آن هم بعد از سفرهای آقای خاتمی كه با استقبال در خوري مواجه شده بود تصميم به ورود به عرصه ی انتخابات گرفتند ،يك شوك غير منتظره به اردوگاه اصلاح طلبان وارد شد . همه از اين تصميم جناب آقاي موسوي متحير بودند و براي برخي از دوستان هم اين نحوه ورود قدري شك برانگيز بود . ضمن اینکه ایشان در سخنرانی هایشان دائما بر «اصولگرای اصلاح طلب» تاکید می کرد و البته ما هم مخالف این اصطلاح نبوديم ولی نوع ورود آقاي موسوي به رقابت ها بیشتر رایحه ی یک زد و بند پشت پرده بین آقای موسوی و آن طرفی ها را تقويت مي كرد . من در آن ايام تماسی با یکی از دوستان نزديك به آقای خاتمی داشتم و نظر آقاي خاتمي را در اين باره از ايشان جویا شدم او می گفت که خود آقای خاتمی هم از وضع پيش آمده متحير و سردرگم است و ورود جناب آقاي موسوي برايش غير منتظره بود. خطرات زيادي آينده سياسي خاتمي را تهديد مي كرد. برخي معتقد بودند جناح رقيب با وارد كردن موسوي به عرصه رقابت قصد دارد نه تنها محمل مناسب و بهانه قابل قبولي براي ريزش راي خاتمي بيابد بلكه در نظر دارد با شكست خاتمي وي را براي هميشه از صحنه سياسي طرد كند. البته تصميم گيري در آن شرايط هم براي خاتمي و هم براي گروه هاي حامي ايشان واقع سخت بود اما از آنجا كه جناب خاتمي سياستمدار كار كشته اي است و با وجود آنكه مي دانستند انصراف از رقابتها ممكن است با انتقاد شديد حاميانش روبرو شود ولي با زيركي تصميم به انصراف از رقابتها گرفت و دوستاني هم كه فکر می کردند حضور آقای موسوی براي تخريب اصلاح طلبان است بزودي دريافتند كه تصور آنان اشتباه بوده و خاتمي هم بهترين تصميم ممكن را اتخاذ كرد.

آیا آقای خاتمی پیش بینی چنین روزی را می کرد که آقای موسوی هم وارد انتخابات شود؟

آقاي خاتمي با يقين به عدم حضور آقاي موسوي تصميم به ورود در صحنه انتخابات گرفتند. من سخن بعضي ها كه مي گويند خاتمي و موسوي از ابتدا هماهنگ با يكديگر موضوع انتخابات را دنبال كردند و حضور خاتمي و پس از آن انصراف ايشان زمينه سازي براي ورود موسوي بود را قبول ندارم .بلعكس رايحه تباني آقاي موسوي با برخي گروه هاي سياسي اصولگرا بيشتر در آن شرايط به مشام مي رسيد كه البته به سرعت اين شائبه برطرف شد و ديديد كه اكثر گروه ها حامي خاتمي در انتخابات، ستادهاي آقاي موسوي را شكل دادند.

شما از لحاظ ساختاری جزء کدام یک از گروه های اصلاح طلبان نزدیک به آقای خاتمی بودید؟

هيچگونه وابستگي حزبي به هيچيك از گروه ها نداشتیم . قبل از انتخابات مجلس شوراي اسلامي و به منظور انسجام ميان گروههاي اصلاح طلب در استان بوشهر و ساير استانهاي كشور ستادهايي متشكل از گروههاي اصلاح طلب تشكيل گرديد كه بجز تعداد معدودي از گروههاي سياسي مابقي گروه هاي اصلاح طلب در اين ستاد حضور داشتند . در بوشهر اتفاق جديدي كه افتاد كه نسبت به ساير استانها بي سابقه بود ،ستاد اصلاح طلبان به جز احزاب سياسي از مطبوعات اصلاح طلب استان نيز براي حضور در شوراي مركزي ستاد دعوت كرد كه در مجموع 5 مطبوعه در شوراي مركزي حضور يافتند.

چه شد که به موسوی متمایل شدید؟

پس از انصراف آقاي خاتمي سردر گمي آشكاري ميان اعضاي ستاد اصلاح طلبان بود. جلسات متعددي در ستاد تشكيل شد و زواياي موضوع به دقت مورد بررسي قرار گرفت و مشروح مذاكرت هر جلسه به ستاد مركز و شخص آقاي خاتمي اعلام مي شد. همانطور كه گفتم اين شائبه كه توافق پشت پرده اي ميان آقاي موسوي با جناح مقابل وجود داشته باشد به شدت برخي از اعضا را ظنين كرده بود . اين اتفاق تنها در بوشهر روي نداد بلكه اكثر ستادها در سراسر كشور با چالش تصميم گيري مواجه بودند. حتي برخي از دوستان پيشنهاد كناره گيري از فعاليتهاي انتخاباتي را در ستاد مطرح كردند و معتقد بودند كه حضور آقاي موسوي آن هم در اين مقطع ضربه كاري براي اصلاح طلبان محسوب مي شود . اما با حمايت قاطع آقاي خاتمي از آقاي موسوي حجت بر همه دوستاني كه مردد بودند تمام شد و به سرعت روشن شد كه آقاي موسوي شخصي نيست كه اهل زد و بند هاي پشت پرده باشد و اين تصميم ايشان محصول نوعي تكليف مدني بوده كه احساس كرده است . پس از آن بود كه ستاد انتخابات آقاي موسوي در بوشهر شكل گرفت .البته ايشان در بوشهر دو ستاد داشت كه به صورت هم عرض فعاليت مي كردند.

تا جایی که خبر داشتیم ميان ستاد گروه های پیرو خط امام به مدیریت آقای قائدزاده و ائتلاف هم به مدیریت آقای تبادار ، اختلافاتی نیز بروز می کرد.

اختلافی به آن معني وجود نداشت . هر دو ستاد همديگر را در روزهاي انتخابات كمك مي كردند . اينكه چرا يك ستاد واحد نبودند به اختلافات مختصري بر مي گشت كه در روزهاي اول تشكيل ستاد انتخاباتي اتفاق افتاد . برخي از دوستان معتقد بودند كه در ستاد مربوط به گروه هاي پيرو خط امام افرادي حضور دارند كه هيچگونه سابقه و يا تجربه كار سياسي ندارند و اين به اصل كار لطمه مي زند . به هر حال اين اختلافات با مداخله ستاد مركزي رفع شد و قرار شد دو ستاد همعرض كار خود را در بوشهر دنبال كند . البته اين موضوع تنها در بوشهر نبود و در برخي استانهاي ديگر كشور دو ستاد براي آقاي موسوي تشكیل شد .

آیا در روند انتخابات، آقای موسوی شعارهای تند تری داد تا مخاطب بیشتری جذب کند؟

من فکر نمی کنم آقای موسوی براي جذب آرا شعار تندي داده باشد. اگر شعارهاي آقاي موسوي در انتخابات را بخواهيم بررسي كنيم بايد بگويم كه ايشان يك شعار كلي داشتند كه از اول انتخابات تا آخر بر همان اصرار داشتند و يك سري هم اظهار نظر هايي كه يا محصول مناظرات تلويزيوني و يا تابع شرايط قبل و بعد از انتخابات بود . گروه هاي مقابل با تمام توان حملات سهمگيني را عليه ايشان شكل داده بودند و متاسفانه در اين حملات رعايت قواعد بازي سياسي و در برخي موارد تقوي سياسي هم نمي كردند در مقابل آقاي موسوي مجبور بودند با ادبيات در خور و مناسب اين حملات، پاسخ دهند . البته اگر بخواهيم مجموع نظرات آقاي موسوي را چه قبل از انتخابات و چه بعد از انتخابات جمع بندي كنيم بايد سه مرحله براي آن ترسيم كنيم . اول اظهاراتي كه از ايشان قبل از ورود به صحنه رقابتها منعكس شده بود . دوم اظهارت ايشان پس از ورود و قبل از شروع تبليغات انتخاباتي و سوم اظهارت ايشان در ايام تبليغات و پس از آن كه اگر خوب دقت كنيد اگرچه شاكله اين اظهارت با هم تفاوتهايي دارند اما ماهيت همه آنها يكسان و مبتني بر عدالت خواهي و رعايت حقوق شهروندي است.

درباره مناظره ها چه نظری دارید؟

مناظره ها اتفاق بسیار خوبی بود .اما چون شكل كار خوب مهندسی نشد و هندسه ی کارآمدی نداشت نتیجه ای که به بار آورد نتیجه ی خوبی نبود .هر چند من فکر می کنم نوع مدیریت مناظره ها تابعي از ماهيت يكسو نگر و جناحي صدا و سيما و برای تخریب یک گروه خاص بود .اما شاید پیش بینی تبعات بعدی آن را نمی کردند.

حوادث پس از انتخابات را چگونه تحلیل می کنید؟

من 3 روز قبل از انتخابات به یکی از دوستان گفتم اگر شب 22 خرداد از صندوق کسی غیر از آقای موسوی خارج شود دقيق نمي توانم بگویم چه اتفاقی خواهد افتاد ولي همين قدر مي توانم پيش بيني كنم كه مملکت دچار چالش سياسي بسیار شديدي خواهد شد. به نظر من آقای موسوی دو کار مهم در ابتداي اين رقابتها انجام دادند اول اینکه افراد نخبه ای را اطراف خود گرد آوردند. اين مجموعه متوجه این نکته بود که ممکن است در روند رای گیری اتفاقات ناخوشايندي رخ دهد که خارج از چهارچوب معمول باشد. لذا قبل از اینکه اصلا انتخاباتی برگزار شود و صندوق هایی باز شود و رایي شمارش شود، یک انتخابات خياباني برگزار شد. حضور مردم در خیابان ها برای یک هفته قبل از انتخابات ،در واقع يك انتخابات عمومی بود که اتفاقات بعدی را داشت رقم می زد .به نظر من آقای موسوی قبل از انتخابات یک انتخابات برگزار کرد و در مقابل همه ی مردم آرا را شمارش نمود . قبل از انتخابات به يكي از دوستانم كه از راساي ستاد آقای احمدی نژاد است گفتم رای آقای احمدی نژاد کم نیست اما برای برنده شدن در انتخابات آن هم در مرحله ی اول کافی نیست و اگر ایشان به مرحله ی دوم برسند یقینا شکست مي خورند . آقای احمدی نژاد اگر در سر سودای پیروزی دارد باید در مرحله ی اول کار را تمام کند و گرنه نبايد به پيروزي در مرحله دوم چندان اميدوار باشد . همان هم شد. اگر پيروزي ایشان در دور اول اعلام نمي شد ،اعلام پيروزي براي ايشان در دور دوم به مراتب سختتر بود . اما از آنجايي كه آقاي موسوي از هسته مشاوره اي قوي برخوردار بود و شرايط انتخابات و شمارش آراء را چندان سالم نمي ديد دست به اقدام مهمي زدند كه كار آزمودگي ايشان در استفاده از مهره هاي بازي سياسي را نشان داد و همان شب اعلام كردند كه برنده انتخابات است.

آیا این اعلام زود هنگام اشتباه نبود ؟

به نظر من اشتباه نبود .این موضوع زمانی قابل بحث هست که شاکله ی انتخابات یک شاکله ی کاملا سالمی باشد .یعنی تمام بخش های قانونی کار خود را قانونی انجام دهند اگر اینگونه بود آن موقع می توان گفت که این حرکت اشتباه بود. آقای موسوی یک استراتژی قبل از انتخابات داشت و یک استراتژی بعد از انتخابات .اشتباه محوری که آقایان برای مدیریت اين بحران کردند این بود که بجاي اقناع عمومي اعتراضات را با اخلال و آشوب اشتباه گرفتند .من معتقدم که آقای احمدی نژاد راحت تر از این راهی که الان پیمودند مي توانستند به هدف خود برسند ولی سخت ترین و صعب ترین راه را انتخاب کردند. به نظر من بعد از انتخابات باید اقناع عمومی صورت می گرفت و مردم را نسبت به سلامت انتخابات قانع مي كردند. دوستان ما در آنطرف اتفاقات پس از انتخابات را با حوادث 18 تير سال 78 اشتباه گرفتند . در 18 تیر حادثه اي پيش آمد كه خلاف آرمان هاي انقلاب بود و مردم به خيابانها آمدند به دنبال آن هم رهبری صحبت کردند و قضيه ظاهرا فيصله داده شد. اما ماهیت حضور مردم در سال 88 با ماهیت حضور مردم در سال 78 خیلی متفاوت بود. سال 78 عده اي گفتند كه به كوي دانشگاه بي حرمتي شده و اعتراض كردند اما سال 88 كثيري از اين مردم معتقد بودند كه به راي و نظر آنها در اين انتخابات بي حرمتي شده و آن را ناديده گرفته اند .حالا غلط یا صحیح کار نداریم . من تصور مي كنم كه اگر بجاي سركوب ،اقناع و كنترل عمومي صورت مي گرفت تاثير شگرفي در اعتماد عمومي نسبت به نظام حاصل مي شد و مركز اين اعتماد سازي هم بايد در صدا و سيما شكل مي گرفت . نقش صدا و سیما در این بین نقش محوری بود كه متاسفانه این نقش را به خوبي ايفا نكرد. من فکر می کنم صدا و سیما باید فارغ از تمام جناح بندی های سیاسی مناظرات را بعد از انتخابات ادامه می داد. اجازه می داد تا گروه های سياسي رقيب بيايند و انرژی متراکم شده ای درون جامعه را در صدا و سیما تخلیه کنند و مردم به جای اینکه اعتراضشان را در خیابان ها فرياد بزنند اعتراض خودشان را از زبان نمایندگانشان در رسانه ی ملی اعلام کنند .هیچ اتفاق خاصی نمی افتاد .انرژی جامعه تخلیه می شد و جو هم ملتهب تر نمی شد.

راهپیمایی 25 خرداد را چطور تحلیل می کنید؟

من فکر می کنم این حق قانونی آقای موسوی بود که فراخوان بدهند. قانون اساسی اين حق را به شهروندان داده تا در یک فضای مسالمت آمیز، انتقاد و اعتراضشان را بیان کنند و مراجع قانونی باید در اين مسير كار را براي آنها تسهيل كنند نه آنكه سد راه آنان شوند.اما همه ديديم كه وزارت كشوري كه بايد متولي حمايت از حقوق همه شهروندان باشد براي عده اي مجوز جشن پيروزي مي دهد اما عده كثيري كه خواستار تجمع مسالمت آميز هستند را پاسخ مناسبي نمي دهد . آنقدر که وزارت کشور در عدم صدور مجوز راهپیمایی از قانون عدول كرد و حقوق قانوني معترضين را ناديده گرفت آقای موسوی این کار را نکرد. آقای موسوی این حق را در چارچوب قانون برای خودش قائل بود. و اعلام فراخوان دادند. جالب است كه بدانيد مطابق اعلام شهرداري تهران در روز 25 خرداد كه راهپيمايي ميليوني سكوت برگزار شد هيچ خسارتي به مراكز و اموال عمومي وارد نشد . اين تجمع فرصت مناسبي براي دوستان متولي امور بود تا تصميم معقولي اتخاذ كنند. اما متاسفانه به جاي برخورد عقلايي بااين موضوع با تحركات خود و باز كردن پاي نيروهاي لباس شخصي كه خود را در مقابل هيچ قانوني مسئول نمي دانند باعث تحريك بيشتر معترضين شدند .

امروز بعد از 8 ماه آقاي کلهر ،مشاور رییس جمهور می گوید که:« ما می پذیریم که جشن پیروزی در میدان ولیعصر کار درستی نبود و تحریک کننده بود. ما می پذیریم که صحبت آقای احمدی نژاد در مورد «خس و خاشاک» و نوع بیان در آنجا و در آن شرایط اشتباه بود. نادیده گرفتن این جنبش اشتباه بود و هنوز هم دیر نشده برای اینکه این جنبش دیده شود » خوب اگر مي پذيريد آيا مسئوليت خرابيهاي رواني جامعه و عدم اعتمادي كه بواسطه همين سياست غلط ايجاد شده را هم مي پذيريد؟ من می گویم سخن و اعتراض عمومی را باید شنید هر چند این اعتراض سست و قابل توجیه نباشد. ائمه و بزرگان ما هم تاکید کرده اند حجت را مردم تمام می کنند .مردم محور هستند.باید به آنهایی که اعتراض دارند این اجازه داده شود که اعتراض خود را بیان کنند. وقتی که این اجازه داده نمی شود در نتيجه انرژی اعتراضي آنها دائما متراکم می شود و این انرژی در جایی خودش را نشان می دهد که اصل ساختار نظام را هدف قرار می دهد .شما شعارهایی که بعد از بیست ودوم خرداد تا الان داده شده را ببینید .شعارهای بعد از انتخابات شعارهای حول و حوش رای هستند مثل :« رای من کجاست» یا « رای من را پس بده »اما هر چه که از زمان انتخابات فاصله می گیریم و برخوردها خشن می شود شعارها هم ساختار شکنانه تر می شود. نکته مهمي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه هیچگاه اصلاح طلبان به دنبال ايجاد آشوب و قانون شكني نبوده اند . هيچگاه اصلاح طلبان بدنبال تغییر ساختار نظام نبوده و نیستند بلكه آنچه آنها خواهان آن هستند اصلاحات در درون نظام با توجه به حفظ ساختار آن است

آیا مناظرات باعث نشد که از آرای آقای موسوی کاسته شود؟

من فکر نمی کنم مناظرات تاثیر چندانی در ریزش آراي طرفهای رقابت داشت. بگذاريد اين طور به مسئله نگاه كنيم كه سیستم قانونی ما در برخی از موارد پیش بینی خاصی نکرده است. اگر پیش بینی خاصی هم کرده یا ابزار لازم برای برخورد ندارد و یا آنکه ابزار ها بلا استفاده است. در زمان انتخابات آقای احمدی نژاد از تمام ابزارهای دولتی برای تبلیغات خودش استفاده کرد. توزیع سهام عدالت در چند روز قبل از انتخابات صورت گرفت . روزنامه ایران که یک روزنامه دولتی است و با پول بیت المال منتشر می شود تیترهای مستقیم علیه آقای موسوی زد .روزنامه کیهان که یک روزنامه دولتی است توپخانه ی جناح مقابل بود و اتهام زني را در حق آقاي موسوي كامل كرد،تهمت هایی که حد شرعی دارند و هیچ گونه مجرای قانونی برای رسیدگی به این امور نبود. آقای موسوی حرفش این بود که آقای احمدی نژاد دارد از این ابزارها استفاده می کند و بخشی از جامعه که رای آن به این چیزها بند است را جذب می کند. این یک طرف مناقشات مناظره ها بود . طرف دیگر ماجرا هم این است که این مناظرات برنده و بازنده ای به معنی واقعی نداشت به این معنی که گرایش محسوسی از سوی طرفداران هر یک از رقبا به سمت دیگری اتفاق نیفتاد.تمام كساني كه طرفدار آقاي احمدي نژاد بودند پس از مناظرات به جسارت ايشان مباهات مي كردند و طرفداران آقاي موسوي هم از حجب و حياي شخصي و پختگي سياسي ايشان لذت مي بردند . در واقع اين مناظرات نه باعث ريزش راي موسوي شد ونه احمدي نژاد بلکه باعث شد تا خط قرمزهای نظام مقداری عقب تر رسم شود و صف بندی های سیاسی عریانتر شود.

در مورد حوادث 25 خرداد بوشهر توضيح دهيد.

بعد از انتخابات و روز 25 خرداد اتفاقاتی که در بوشهر رخ داد مربوط به بوشهر نبود . اکثر مراکز استان ها این اتفاقات و درگیری ها را داشتند. فراخوانی که آقای موسوی داد در واقع مبنای این تجمعات بود و بر خلاف نظر دوستان که تصور مي كردند ستاد اصلاح طلبان در بوشهر این ماجراها را هدایت و مدیریت مي كند اصلا این گونه نبود. در روز 25 خرداد به اتفاق آقايان شكوهي رييس ستاد اصلاح طلبان و رييس كميسيون فرهنگي شورا ، حيدر زاده فرماندار سابق تنگستان و از اعضا ستاد و همچنين آقاي معتمد مدير مسئول هفته نامه پيغام و مدرس دانشگاه در ميدان نيروي انتظامي كه كاملا از محل اعتراضات فاصله داشت توسط تعدادي لباس شخصي موتور سوار و راكبين يك خودروي شخصي كه عرض خیابان را بستند [...] دستگير شديم . نوع دستگيري ما مانند دستگيري مجرمین سابقه داری که سالها تحت تعقیب بوده و اكنون گرفتار شده اند بود. با توهین و ضرب و شتم ما را از ماشین بیرون کشیدند و پس از آنكه به ما دستبند و چشم بند زدند، [...] به نيروي انتظامي تحویل دادند. بعد از آزادی متوجه شدم که دوستان دیگری را هم در آن روز دستگير كرده و برخوردهای مشابهي با آنها داشته اند . برخوردی که با ما صورت گرفت با هر معیاری که سنجیده شود قانونی نبود و امیدوارم روزی فرا برسد که دیگر شاهد قانون شکنی های آشکار نباشیم .

یکی از عمده دلایلی که شاید باعث شود یک همچین اتفاقی روی دهد نوع برداشتی است که از حوادث پس از انتخابات صورت گرفت ...نگرانی از حضور و سوء استفاده بیگانگان ،تحلیل شما چیست ؟

در اين كه كشورهاي خارجي خصوصا ابرقدرتها براي حفظ منافع خود در كشور ما و ساير كشورها دست به دسيسه مي زنند شكي نيست. اين ويژگي هر كشوري است كه به دنبال حفظ منافع خود در كشورهاي ديگر است. مگر ما در كشورهاي ديگر منافع خودمان را دنبال نمي كنيم؟ اين كاملا طبيعي است . اما سخن اينجاست كه وصل كردن يك حركت وسيع مردمي به خارج از كشور بي انصافي است.در طول ايام بعد از انتخابات ،صدا وسيما به هر نحو ممكن اعتراضات مردمي را به خارج ربط مي داد و شبكه هاي تلويزيوني از جمله بي بي سي و صداي امريكا را عامل اعتراضات مردمي معرفي مي كرد كه به نظر من نوعي توهين به شعور مردم بود . عرض بنده اين است كه وصل كردن كل پيكره اعتراضات مردمي به خارج از كشور چشم بر واقعيات بستن و خود فريبي است. در اين كشور شايد بيش از 20 شبكه فعال سراسري و استاني داريم كه به صورت شبانه روزي در جريانات بعد از انتخابات فعال بودند. سوال اينجاست ، ما در این 30 سال چه کرده ایم که یک شبکه تلویزیونی خارجی با 5 ساعت برنامه در روز می تواند این همه در مملکت ما ایجاد آشوب کند. اما اين همه شبکه داخلي که به صورت مداوم در حال برنامه سازي هستند توانایی سر و سامان دادن به بحران ایجاد شده را ندارند؟ پس يك جای کار مي لنگد. شايد راحت ترين راه فرار از مسئوليت حوادث پس از انتخابات انداختن گناه آن به گردن دشمن خارجي است.

چرا حاضر نيستيم بپذيريم كه تدبير ما در برخورد با حوادث پس از انتخابات تدبير ناكارآمدي بود .اكنون بيش از 9 ماه از حوادث پس از انتخابات مي گذرد و هنوز كسي حاضر نيست به صراحت اعلام كند اين لباس شخصي هايي كه جنايت كوي دانشگاه را بوجود آوردند چه كساني هستند و از كجا دستور مي گيرند. يك اقتصاد دان امريكايي هندي تبار در كتاب «بحران بزرگ سال 1990» مي گويد:« طبيعت برخي كشور ها مانند امريكا به گونه ا ي است كه هر 30 سال يكبار در آن بحران اقتصادي ايجاد مي شود و اگر در يك سيكل زماني 30 ساله اين اتفاق نيفتاد در 30 سال بعد اين بحران با شدت بيشتري واقع مي شود». در باب موضوعات سياسي نيز چنين است با اين تفاوت كه اگر در حوادث سياسي حاكميت به اعتراضات به شكل اقناعي برخورد نكند و به خشونت صرف متوسل شود اين بحران به شكل فربه تر و در سيكل زماني كوتاه تر دوباره خود را نشان خواهد داد. 18 تير سال 78 اولين بحران جدي پس از 20 سال از انقلاب بود كه متاسفانه خوب مديريت نشد و به ظاهر خاموش شد اما پس از 10 سال با شدت بيشتر دوباره خود را در سال 88 نشان داد و اگر امروز هم به شكل صحيحي مديريت نشود بايد شاهد بروز دوباره بحرانهاي سياسي با قدرتي بيشتر و فراگير تر در آينده نه چندان دور باشيم.

نظر اصولگرایانی چون آقای رسایی هم همین است . این یعنی کنترل حرکت های اصلاح طلبان .مثلا بسته شدن رسانه ها یا فضای تنگ تر برای فعالیت های سیاسی. نظر شما چیست؟

بله آقاي رسايي و امثال ايشان كه اكنون معتقدند مديريت بحران يعني شديدتر كردن كنترلها و به زندان انداختن اصلاح طلبان.همان زمان هم با اعمال اين روش تصور می کردند که بحران 18 تیر سال 78 را حل کرده اند. در 18 تیر چه اتفاقی افتاد؟ کوی دانشگاه به هم ریخت،کلی دانشجو و مردم كوچه و خيابان مورد مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. کلی آدم بازداشت شد.نتیجه آن برخوردها وآن دادگاه ها چه شد؟ آیا توانستیم مسببین حوادث کوی دانشگاه را بعد از گذشت ده سال معرفی و محاکمه کنیم .اتفاقا چون آمدیم به سمت ایده افرادي چون آقای رسایی تا چشم فتنه را کور کنیم، این فتنه ده چشم دیگر باز کرد. روشي که آقای رسایی و امثال ايشان مي خواهند با آن چشم فتنه را کور کنند، روشي است كه بحران هاي سياسي آينده را قريب الوقوع تر خواهد كرد.

در حال حاضر نظراتی مطرح می شود در این باره که آقای موسوی وابسته به صهیونیست ها بوده یا سابقه عضویت در لژ فراماسونری داشته است. آیا در این باره به نتایجی رسیدید؟

کسانی که بحث رنگ سبز و ارتباط آقاي موسوي با خارج و یا لژ فراماسونی را مطرح می کنند بیشتر زمینه ساز طنز و جوک شده اند .سابقه ی آقای موسوی و كروبي به هر حال مشخص است. كساني كه به هر وسيله مي خواهند موسوي و كروبي را به زعم خودشان به خارج وصل كنند بيشتر خودشان را مضحکه می کنند. من به اين دوستان عرض مي كنم به جای اینکه گناه این حوادث را به دوش اين و آن بيندازيم بيايیم با شجاعت و به دور از هر گونه غرض ورزي و جانبداري براي يكبار هم كه شده خودمان را نقد كنيم . يقينا مردم سخنان صادقانه را حتي اگر به ضرر گوينده اش باشد مي پذيرند .

آینده اصلاح طلبان را چگونه می بینید؟

آینده متعلق به مطلق اصلاحات است، شک نکنید! اصلاحات قابل خاموشی نیست. قابل مردن نیست .آینده مال اصلاحات است.

رسانه های استان را چطور می بینید؟

در حال حاضر رسانه های مكتوب استان که عموما رسانه های اصلاح طلب هستند تاریک ترین و حاد ترین شرایط را در عمر 12 ساله ی خود مي گذرانند . اين شرايط خصوصا بعد از انتخابات خرداد ماه بسيار سخت تر شده است. چه در بخش اقتصادی چه بخش خبری. متاسفانه در ميان روزنامه نگاران انگیزه ها بسيار تنزل كرده . شما می بینید که چقدر الان بخش اقتصادی رسانه های بوشهر در تنگنا قرار دارد .بعضی از آنها در آستانه تعطیلی هستند. فکر می کنم سیاست جالبی که این دولت برای به حاشیه بردن رسانه های اصلاح طلب داشت به مراتب كار آمد تر از سياستهاي قبلي بود . در زمان اصلاحات ،قوه قضاییه جور تعطیلی روزنامه ها را می کشید اما در این دوره دوستان متوجه شدند تعطيلي رسانه ها به شكل قضايي نه تنها كاري از پيش نمي برد بلكه رسانه هاي توقيف شده را تبديل به قهرمان مي كند.به همين خاطر تصميم گرفتند كاري كنند تا رسانه ها خود به خود بي انگيزه و تعطيل شوند و پرونده سازی هم نشود تا از بابت آن قهرمان سازي شود .به همین خاطر نبض اقتصادی روزنامه ها را در دست گرفتند. یارانه ها را کم یا قطع کردند. یارانه هایی که در دوران آقای احمدی نژاد به مطبوعات هم راست و هم چپ داده می شود اصلا قابل قیاس با یارانه هایی که در دوران اصلاحات به مطبوعات داده می شد نیست. تازه در مورد همین یارانه محدود هم پارسال چيزي به مطبوعات اصلاح طلب و برخي مطبوعات مستقل نرسيد و امسال هم بعد از این همه داد و بیداد چیز خیلی جزیی به مطبوعات دادند كه حكم همان آب نبات را دارد. آگهي هاي دولتي را هم كه بر مطبوعات اصلاح طلب استان بستند و اخيرا هم بعد از مدتها قطع آگهي ها به شکل قطره چکانی به مطبوعات آگهی می دهند . به هر حال مطبوعات استان بوشهر تاریک ترین دوران خودش را می گذراند.

عملکرد سایت و نشریه خلیج فارس باعث شده که توسط اصولگرایان به «سیاه نمایی» متهم شوید. نظرتان چیست؟

یک بار وقتي مرا براي همين موضوع احضار كرده بودند همين سوال مطرح شد و گفتند كه شما رسانه اي هستيد كه سياه نمايي مي كنيد و خدمات دولت را نديده مي گيريد. به دوستان گفتم تعریف شما از سیاه نمایی چیست؟ من به عنوان یک رسانه اگر کاستی ها را بیان نکنم چه باید بگویم. وقتی که بیان می کنم متهم به سیاه نمایی می شوم اگر هم سكوت كنم رسالت خود را درقبال مردم انجام نداده ام و در پيشگاه وجدان و مردن مسئولم . من فکر می کنم این عنوان سیاه نمایی بیشتر برای به حاشیه راندن رسانه هاي منتقدي همچون خليج فارس و دست آویز قرار دادن آن برای اتهامات و اقدامات بعدی است وگرنه مبنای ما بر سیاه نمایی نبوده و نيست و تنها سعي كرده ايم کاستی را بيان كنيم تا براي آن چاره اي انديشيده شود. این استان آنقدر مورد بي مهري قرار گرفته كه اگر سالها در باره آن نوشته شود كم است .

آقای افراشته استاندار دولت اصولگرا بود. شما و هفته نامه تان هم که از پيشروان اصلاحات بودید با ایشان ارتباطات خوبی داشتید. حتی صحبت از «لابی» های شبانه اي بود که از در پشت استانداری شما شبانه وارد می شوید و خوش و بش داشتيد. این تناقض نیست ؟

نمی دانم کدام یک از دوستان دم در استانداري كشيك مي داده و ديده که ما شبانه از در پشتي وارد استانداری شده ايم و با آقای افراشته جلسه داشتیم. اما بگذاريد اينطور بگويم كه آقای افراشته را قبل از آنكه استاندار بوشهر شود از سال هاي 70 و 71 مي شناسم .آن زمان ايشان از شهرستان تنگستان آمده و در امور تربیتی بوشهر مشغول بودند . ما در آنجا با هم آشنا شدیم. البته در همان زمان هم یک سری تفاوت فکری با هم داشتیم. آقای افراشته رییس ستاد انتخاباتی آقای شهریاری بود و ما طیف مقابل ایشان بوديم که البته اين تفاوت ديدگاهها هیچ لطمه ای به دوستی ما نمی زد. حتی بعد ها هم که آقای افراشته مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شد باز هم این رفاقت حفظ شد و وقتی به زیبا کنار رفتند همچنان با هم ارتباط داشتیم. وقتی براي استانداري به بوشهر آمدند، اولین مصاحبه را خليج فارس با ايشان ترتيب داد همچنان که بعد از آقای افراشته اولین مصاحبه مطبوعاتی که با آقای شفقت صورت گرفت هم توسط خليج فارس بود . بعد از حضور آقای افراشته در استان یک سری اتفاقاتی پیش آمد و برخي مديران ناكار آمد در صدر امور قرار گرفتند و همين موضوع باعث بروز برخي انتقادات از ايشان شد . البته بايد اين واقعيت را پذيرفت كه در جانمايي مديران اجرايي ، استاندار بازيگر اصلي نيست و ايتمهاي مختلفي نقش دارد.اما از زماني كه بحث رفتن آقاي افراشته و آمدن فردي از شمال مطرح شد از ايشان حمايت كرديم آن هم نه به عنوان حمايت از مدير دولت احمدي نژاد ،بلكه به عنوان يك مدير بومي كه دوست داشت كارهاي زيادي براي استان انجام دهد.

این تناقض سیاسی نیست ما در منافع استان بحث اصلاح طلبی و اصولگرایی نداریم. بارها شده که ما با آقای عطارزاده در مورد موضوعات مربوط به استان هم رای بوده ایم. اين ارتباطي به اختلافات سياسي ندارد. بیشتر تفاوت های سیاسی جایی بروز می کند که منافع استان در بین نیست. وقتی که بحث بر سر منافع استان است اصلاح طلبی و اصولگرایی معنا ندارد . آن زمانی که با آقای افراشته برخورد شد برخورد با شخص افراشته نبود بلكه كنار زدن يك استاندار بومی بود .امروز مي بينيم كه آن دغدغه ها هم چندان بي مورد نبود.به رغم اينكه افراشته از طريق رسانه ها ارتباط فعالي با افكار عمومي داشت ، آقای شفقت ارتباط رسانه ای مناسبي با افکار عمومی ندارد. از بدو ورودشان هم با مطبوعات به صورت پادگانی عمل کردند. در معارفه ايشان هیچ خبرنگار بوشهری را به غیر از یکی دو نفر راه ندادند.اما به جاي آن حدود 20 نفر از خبرنگاران شمالي براي جلسه معارفه آقاي شفقت دعوت شد. آن زمان وقتي از ايشان انتقاد شد كه چرا با خبرنگاران استان اين چنين برخورد شده است به جاي آنكه پدرانه موضوع را حل و فصل كند بگونه اي كه يك فرمانده با سربازش برخورد مي كند خواست موضوع را با تحكم حل كند. همين موضوع باعث آزرده شدن مطبوعات از ايشان شد که این آزردگی تا هنوز هم ادامه دارد.

علمکرد آقای شفیعی را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

عملکردها نسبی است. یک زمانی عملکرد شخصي را با توجه به سوابق قبلي خود وي بررسي مي كنيم و زماني هم عملكرد شخص را با شخص ديگري در همان سمت مقايسه مي كنيم . در مورد اول بايد بگويم كه عملكرد آقاي شفيعي محصول طراحي خود ايشان نبود بلكه به گمان من وظيفه اي بود كه به عهده ايشان گذاشته شد و انصافا هم اين وظيفه را به نحو احسن و شايسته انجام دادند. به هر حال امیدوارم که آقای شفیعی کمی هم به بعد از مدیریت خودش فکر كرده باشد. آقای شفیعی نیرویي رسانه ای است و تا ابد هم مدیر باقی نمی ماند. یک روزی باید صندلی مدیریت را ترک کند . نمي دانم براي آن روز فكري هم كرده است يا نه ، چون یا باید با کار رسانه ای برای همیشه خداحافظی کند و برود و یا باید برگردد به همين مطبوعاتي ها كار كند .

روزنامه نگاران برجسته فعلی را چه کسانی می دانید؟

در بین روزنامه نگاران حرفه ای اصلاح طلب، آقای قوچانی يكي از پديده هاي روزنامه نگاري دوران ماست. و در ميان اصولگرايان با قلم و نوشته هاي امير محبيان بيشتر آشنا هستم .

عملکرد سایت و هفته های اصولگرای استان چگونه است؟

من فکر می کنم که سایت های اصولگرا کار خبری انجام نمی دهند.بيشتر خود را درگير موضوعات سياسي كرده اند و از رسالت اطلاع رساني خود كاسته اند و توليد خبری چنداني ندارند.

مثل؟

اسم نبرم بهتر است. همین امر هم باعث شده که در بین سایت های اصولگرا تنش های خیلی زیادی وجود داشته باشد . البته من معتقدم کثرت رسانه با هر دیدگاهی که وجود داشته باشد مورد مدح و پر خیر و برکت است. من هیچ گاه از تعطیلی یک سایت اصولگرا یا نشریه اصولگرا خوشحال نمی شوم. همیشه گفته ام هفته نامه هاي منتقد ما محک و معیار عملکرد ما هستند. نبود رسانه رقيب تضعيف كار رسانه اي ما را در پي خواهد داشت.

آیا خبرها و تحلیل های شما مورد انتقاد هیات نظارت قرار گرفته است؟ 

در رابطه با سایت یک تذکر دریافت کردیم و یک تذکر هم بابت نشریه گرفتیم آن هم مربوط به اخبار سیاسی بود. البته دو ماه پیش هم به ستاد مشترک نیروهای مسلح در تهران فرا خوانده شدم و بابت انتقاداتی که پیرامون پایگاه هاي نظامي و مطالبي كه در خصوص انتقال پايگاهها به خارج ازشهر در نشريه منعكس كرده بوديم به من تذكراتي داده شد. البته بعضا از سوي برخي دستگاهها كه اگر نام نبرم بهتر است نیز احضار و مورد سوال قرار مي گيريم .به هر حال كار روزنامه نگاري در ایران عموما و در استان بوشهر خصوصا تبعات خاص خود را هميشه دارد و به منزله راه رفتن در ميدان مين است. در این حرفه باید انتظار هر نوع اتهام یا برخوردی را داشته باشیم.

در مورد برنامه«مناظره» که در رادیو داشتید توضیح دهید.

در سالهاي 77 تا 79 در شبكه سراسري راديو سردبير برنامه مناظره بودم كه پس از موج اول مناظرات اوائل انقلاب اين سري مناظرات بعنوان موج دوم مناظرات صدا و سيما محسوب مي شد.اين برنامه در جشنواره صدا بعنوان يكي از بهترين برنامه هاي راديو معرفي شد و اخيرا هم كتاب مناظره كه شامل بخشي از مناظرات پخش شده آن زمان است به همت انتشارات راديو منتشر گرديده است.

مثل اينكه حجاریان را هم دعوت کرده بودید ؟

بله ،به حجاریان زنگ زدم و از وی خواستم در برنامه شركت كند .البته ايشان ابتدا موافق حضور نبود ولي با اصرار بنده پذیرفتند كه به برنامه بيايد و اتفاقا مناظره جذابي ميان ايشان و رحيم پور ازغدي شكل گرفت. يكي از ويژگيهاي برنامه مناظره عدم مميزي اين برنامه قبل از پخش بود. البته اين شرط من با مدير شبكه براي قبول مسئوليت برنامه بود . با اين وجود عمر برنامه چندان طولاني نبود و پس از آنكه چند بار جلوي پخش برخي از قسمت هاي آن گرفته شد بنده حاضر به ادامه همكاري نشدم و به رغم آنكه كه با استخدام من در صدا و سيما موافق شده بود از صدا و سيما رفتم .

جذابترین مناظره کدام بود ؟

مناظره ها تقریبا همه جذاب بودند. ولی مناظره ای که هوشنگ امیر احمدی با پیروز مجتهدزاده در مورد رابطه ی ایران و آمریکا داشت مناظره ی خوبی بود. مناظره ی حجاریان با رحیم پور ازغدي هم جذاب بود .

قبل از ترور ایشان بود ؟

بله ، چند ماه قبل از ترور ايشان اين مناظره انجام گرفت.

جنجالی ترین شان کدام بود؟

جنجالي ترين مناظره که خیلی هم داغ شد و من چند بار مجبور شدم برنامه را قطع کنم و به طرفین مناظره تذکر بدهم مناظره رحیم پور ازغدی با صادق زیبا کلام با موضوع «دین و آزادی» بود.

به نظر شما تئورسین اصلی اصولگریان کیست؟

اصولگرایی و اصلاح طلبی در ایران تئورسین مشخصی ندارد. بیشتر يك جریان است و در شکل دهی جریان سیاسی هم عناصر زیادی نقش دارند. به طور مثال بعضي معتقدند که تئورسین اصولگرايان آقای مصباح يزدي است یا از این طرف مثلا در آن زمان معروف شده بود که تئورسین اصلاح طلبان افراطی حجاریان است. من فکر می کنم در ایران جریان های سیاسی تئوریزه نشدند که بخواهند تئورسین داشته باشند تئوریزه شدن یکی از زمینه های شکل گیری اش احزاب هستند.

بهترین کتابی که سال قبل خواندید چه بود؟

«در جستجوي امر قدسي» كه مصاحبه رامين جهانبگلو با دكتر سيد حسين نصر است.

از راه روزنامه نگاری امرار معاش می کنید ؟

تا پيش از اين منبع در آمد من روزنامه نگاري و تدريس در دانشگاه بود كه الحمدا... با لطف دوستان فعلا فقط از راه روزنامه نگاري امرار معاش مي كنم.

براي اسامي زير جمله اي بگوييد:

پورکبگانی: ( می خندد) فرمانداري كه امتیازاتي نسبت به فرمانداران گذشته دارند اما به نظرم نماینده خوبي براي مجلس نيست.

آیت ا... صفایی بوشهری: انسان خوبی است

باشی زادگان: خیلی با ایشان آشنایی ندارم ولی تنگسیر است.

یاوری: امسال اگر بتواند شاهین را در لیگ برتر نگه دارد در تاريخ فوتبال بوشهر ماندگار مي شود

یونس قیصی زاده :بخشی از شناسنامه مطبوعات بوشهر

یاحسینی : آيندگان بيش از امروزي ها اورا خواهند شناخت

روزنامه مورد علاقه : صبح امروز( البته خدا رحمتش كند)

سایت مورد علاقه: خليج فارس

شاهپور رجایی: هر کجا که هست خدا نگهدارش باشد

میگلی نژاد : خیلی دلش می خواهد کار کند ولی باید چانه زنی را کمتر و فشار را بیشتر كند .

جلالیان: انسان خوبی است

عطارزاده: بعضي از خصوصیاتش را دوست دارم غیر از ديدگاههاي سیاسیش ...

نصرا... اسدی: خدا حفظش كند سیامک احمدی: جوان با آتیه

امان اله شجاعی:اصلاح طلب صادق و دوست داشتني،هر چند در خیلی از جاها باید صداقت را در كنار سياست و تدبير نشاند

تبادار: کاش بیشتر قدرش را می دانستند

سایت سوک : کمتر به آن سر می زنم تا حدودي هم افت کرده آن هم بخاطر اینکه گرایش های سیاسی آن با آنچه که مدیرش هست متفاوت است .مدیرش سیاسی نیست.

شکوهی: اصلاح طلب صادقی که جور اصلاحات در بوشهر را خیلی کشیده است.

شفقت :ان شا ا... با خاطره خوشی از بوشهر برود

نصوری :صادق، دلسوز ، فعال و خلاق

حبیب احمد زاده :ايشان را از نزديك نمي شناسم ولی با كارهايش آشنا هستم .هر چند که اصالتا بوشهری نیست ولی برای ما بوشهری ها افتخار است.

فیلسوف مورد علاقه شما : من در فلاسفه غرب به کانت خیلی علاقمندم.در فلاسفه ی اسلامی هم به نظرم سهروردی کولاکی است .

سید حسن خمینی: خیلی میانبر وارد عرصه ی سیاست شد ولی خوب خودش را نشان داد .

محسن رضایی: سیاستمدار خوبی است ولی کاری از پیش نمی برد.

هاشمی رفسنجانی : باید قدرش را بیشتر بدانیم

رحیم پور ازغدی: آدم باسوادی است

دکتر شریعتی:اي كاش جامعه فكري و ديني ما تحمل شريعتي ها را بيش از اين داشت.

 

هفته نامه دلیران تنگستان  12/2/89


پیشنهاد متن برای مطالعه (10) | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :162

  اولين نظر را شما بدهيد

اظهار نظر کنید
  • لطفا فیلدهای ستاره دار را پر کنید.
نام :*
پست الکترونیکی :
متن نظر :*

اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

1.4

 

هفته نامه دلیران تنگستان

آخرین اخبار استان بوشهر

جستجو

آب و هوا



بوشهر
رطوبت: 63 درصد
ميدان ديد: 9.99 کيلومتر
فشار: 982.05 متر مربع
طلوع آفتاب: 6:46 ق/ظ
غروب آفتاب: 7:24 ب/ظ
دماي فعلي: 35 درجه سانتيگراد
روز: يک شنبه
حداقل: 20 درجه سانتيگراد
حداکثر: 34 درجه سانتيگراد
روز: دوشنبه
حداقل: 22 درجه سانتيگراد
حداکثر: 35 درجه سانتيگراد